آموزش وردپرس

داستان کلم و زندگی

شخصی برای اولین بار یک کلم دید.
اولین برگش را کند، زیرش به برگ دیگری رسید و زیر آن برگ یه برگ دیگر و….

با خودش گفت : حتما یک چیز مهمیه که اینجوری کادو پیچش کردن…!

اما هرچه برگها را کند و دور انداخت، به آنچه گمان میکرد هست نرسید…

وقتی به تهش رسید و برگها تمام شد ، متوجه شد که چیزی توی اون برگها پنهان نشده، بلکه کلم مجموعه‌ای از این برگهاست…

داستان زندگی هم مثل همین کلم هست!

ما روزهای زندگی رو تند تند ورق می زنیم
و فکر می کنیم چیزی اونور روزها پنهان شده،
درحالیکه همین روزها آن چیزیست که باید دریابیم و درکش کنیم…
و چقدر دیر می فهمیم که بیشتر غصه‌هایی که خوردیم، نه خوردنی بود نه پوشیدنی، فقط دور ریختنی بود…!

زندگی، همین روزهایی است که منتظر گذشتنش هستیم…

قدر لحظه لحظه آن را بدانیم و بخاطر آینده های موهوم و خیالی آنرا ضایع نکنیم…

این ضرب المثل عربی که منسوب به مولای متقیان علی (ع) است چه نغز پر معنی است:

« ما فاتَ مَضی و ما سَیأتیکَ فَأیْنَ
قُم واغْتَنِمِ الْفُرْصَةَ بَيْنَ الْعَدَمَيْن».
یعنی:
« آنچه گذشت که رفته و دیگه نیست، و آنچه قراره بیاد هم کو ؟ نیستش هنوز.
پس پاشو و بین این دوتا “نیست” فرصت موجود را غنیمت بدان و دریاب و بهره ببر…»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *