آموزش وردپرس

نکات حجت الاسلام ماندگاری به فعالان فرهنگی

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

در خدمت خادمان عزیز حضرت شعیب ابن موسی ابن جعفر سلام الله علیهما هستیم در حرمشون در شهر سبزوار ،خادمانی که خالصانه دارند در این قطب فرهنگی انجام فعالیت فرهنگی دارند،انشالله خداوند بر توفیقاتتیان بیافزاید.

من چهار پنج تا نکته رو عرض میکنم و دوستان اگر میتونند یادداشت کنند خوبه، ضبط هم کنند انشالله بعدش مورد توجه قرار بگیره

اولین اصل: اولین اصلی که می خواین کار فرهنگی بکنیم ،طلبه ای،دانشجویی،فرهنگی هستی،لیسانسی،فوق لیسانسی،روانشناسی،جامعه شناسی،معلمی و هر کی هستی باشید فرقی نمیکنه

اولین نکته این اصله:

این جمله: 1-من بدانم بعلاوه خدا خیلی توانمندم  ،و منهای خدا هیچ عرضه ای بگید؟،ندارم همینچون گاهی وقتا من ماندگاری میگم اوه من سی چهل ساله دارم کار تبلیغ می کنم، دویست سیصد تا کتاب هم مطالعه کردم، مقالات نگاه کردم،اینور نگاه کردم،اونور نگاه کردم، تکیه میکنم به داشته های خودم ،از خدا یادم میره ،فکر میکنم خودم یک چیزی دارم ،دارائی های ما برای کار فرهنگی ذره ای حساب نمیشه ،اگر خدا پشتش نباشه ،خدا و اهل بیت پشت دارایی های ما باشند، خیلی ارزش داره یعنی ببینید، من می خام بگم هر لحظه ای خواستی کوچکترین کار فرهنگی بکنی ،یک تذکره، یه اذانه، یه صحبته ،یه نواره، یک نگاه به پسر موسی ابن جعفر بکنی ،بگی آقا کمکم کن ،شما کمکم نکنی من هیچ … ای نیستم

این اصل اول اصل اول چی شد

بعلاوه ی خدا من خیلی توانمندم ،منهای خدا هیچ عرضه ای ندارم

 

اصل دوم میشه اتصال به خداوند و اهل بیت

ها … اگر فهمیدم من هیچکاره ام اگر قراره یه کاری بکنم دائما باید آویزون اینا بشم، که میشه توکل و توسل

شهید میثمی یک جمله ی معرکه ای داره میگه:توان انسان ها به اندازه ی امکاناتشون نیست ،بلکه به اندازه ی اتصالشونه

خیلی قشنگه ها ،به نور این برق نگاه کنید برقه حبابش مهم نیست ،یه وقت میبینی حباب گنده است، ولی لامپه بیست واته اتصالش ضعیفه لامپ به این گندگی به اندازه بیست وات نور میده. ولی گاهی وقتا دیدی لامپه گاهی لامپ های فیلم بردارها به اندازه ی نوک مداده ولی به اندازه ی هزار وات نور میده .نیرویی که بهش وصله زیاده من میخام بگم زور حضرت علی اصغر(ع) بیشتر بوده یا زور حضرت ابالفضل(ع) تو کار کردنش برای طرفدار برای امام حسین(ع) جمع بکنه ؟ نمیدونیم

شاید حضرت علی اصغر(ع) بیشترباشه ولی حضرت علی اصغر(ع) شیش ماهه است ولی هم حضرت علی اصغر(ع) وصل بوده هم ابالفضل (ع)پس اصلا به زن و مرد کاری نداره ، به کوچک و بزرگ بودن کار نداره، به با سواد و بی سواد بودن کاری نداره

اینها پس هر چقدر وصل باشی همونقدر کار میکنی.

لذا خیلی از اونایی که بهشون چیزی دادند خیلی سواد هم نداشتند.

اون حافظ قرآن توی قبرستان قم فامیلش چیه که یک شبه حافظ قرآن شده ؟

کربلایی، ولی اصلا سواد نداشته اما چون وصل بوده بهش قرآن رو دادند، پس اگر کسی میخاد کار فرهنگی بکنه باید وصل باشه .وصل به چی؟ قرآن گفته یکی نماز شب قم اليل الا قليلا راه وصل ایناهاست .زمان وصل مال نصفه شبه، خط کش وصل قرآن و عترت و رتل القران ترتیلا باید به قرآن وصل بشیم ،به اهل بیت وصل بشیم ،چون اون قرآن ناطقه ،اینم قرآن صامت ،حال وصل ،نماز و دعا و ذکره ،حال وصل نماز و دعا و ذکر و استغفاره اینا حال وصله عوارض وصل، صدقه یه، صدقه باید زیاد بدیم، ذکر باید زیاد بگیم.

اینا عوارض وصله ، عوارضو بده برو توی اتوبان و اگر ندی راهت نمیدن .اصلا ، همین کار فرهنگی شما خودش صدقه است. چون یک دارایی دارید خدا بهتون داده دارید اینجا مصرفش می کنید پس اینم شد اصل دوم ، درست؟

اصل سوم اینه :

این دو تا اصل مال خودمون بود ها بعلاوه ی خدا بشیم ؛ بفهمیم بعلاوه خدا شدن ارزشه ، اصل دومم بریم وصل بشیم راهه بعلاوه بودن رو پیدا کنیم.

اصل سوم

اصل سوم به مردم احترام بگذاریم ، تکریمشون کنیم ، آقا شهری یه ،روستاییه با حجاب بی حجاب ،با سبیله، بی سبیله ، با ریشه ،بی ریشه ، با سیگاره ، بی سیگاره ، به هر کی هست ، مهمون این خانه یه ، انسانه بهش احترام بگذارید ، بنده ی خداست ، حق بی احترامی به هیچکی ندارید ، انسان ها با احترام و تکریم دیوونتون میشن ؛ الانسان عبید الانسان. امام رضا از فرزندان موسی ابن جعفرم به امام ولی نعمت ما فرمودند، عاقل کسیه که هر کس رو دید قسم بخوره بگه این از من بهتره. یکی از بزرگترین مشکلات ما توی امر به معروف اینه که وقتی به یک آدم گنهکار میخوایم تذکر بدیم ،میگیم :آی جهنمی من بهشتی دارم بهت تذکر میدم ها ،میگه بهشت تو رو با خودت نمیخام ولی حضرت یوسف توی زندان چجوری تذکر داد؟

يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ

ای دو هم سلولی من

خودشو شبیه اون کرد ،حرفشو گوش کردند. بهش بگو ای زائر ،من توفیق زیارت ندارم مثل شما ،خوش بحالتون که شما توفیق زیارت دارین ،برای ما هم دعا کنید ،شما که اینقدر خوبید اومدید زیارت ،یه ذره یه آقا معمولا به یک مهمونی میره سعی میکنه اون لباسی رو بپوشه که صاحب مهمونی دوست داره ،این آقا مادرش از کوه هم رو می گرفت، هر چی لباست حیا و عفتش بیشتر باشه ،این آقا بیشتر تحویلت میگیره ، این قشنگه دیگه ها؟

پس اصل سوم چی شد؟ تکریم و محبت محروم ، هر کی هست ، تا دشمن خدا نشده حق نفرین و ناله نداری ، اینا اکثرا جاهل و نادانند مثل خیلی از ماها که کارایی می کنیم از روی جهل و نادانی.

اصل چهارم

هر کس رو می خواهین اونجا بهش کمک کنین بهش امید بدید چون مردمی میان اینجا  که گرفتارند ، امید دادن اینه که بگی تنها تونیستی بقیه هم گرفتارند ؛ آقای قرائتی گفت یه بچه ای رو دیدم گفت: آی من گم شدم ، گفت توهیچی ؛ تو که کوچیکی گم شدی ،منم که بزرگم گم شدم ، گفت آخ جان این که بزرگه گم شده پس من خوشحال شدم.

نگاه کن ، امید بهش داد ، امید بهش بدیم که نشوم بدیم همه گرفتارند ؛ دیگه چی بگیم برای امید دادن؟ بگیم گرفتاری قابل حله ، مثل مریضی جسم ، مریضی روح ودل هم قابل حله ، فقط زمان میبره ! ها؟

دارو میخاد زمان میبره ، صبرو حوصله هم باید داشته باشی ؛ نگاه کن یک پلیسه پریده توی چشمت ،خب این پلیسه با دعا بیرون نمیاد که!!! باید بیای بشینی آمپول بی حسی بزنند ؛ این پلیسه رو از چشمت در بیارند ، تا آخ و اوخ نکنی ، دردش هم تا یک هفته تحمل کنی ، به مردم اینجوری امید بدین ،نا امیدشون نکنین ؛ هر کس میگه حاج آقا من مدتیه گرفتارم تو ازدواج ،تو اشتغال ،اینور و اونور… بگو: انشالله درست میشه ، ننه ی خدا بیامرز من یک شعری می خوند امید میداد “جگر بند و جگر بند ننه دل به خدا بند” چجوری امید بدیم ؟  با بزرگ کردن خدا !  بگیم:

مشکل تو بزرگتره یا خدا ؟ میگه خدا !

گرفتاری های تو بزرگتره یا خدا؟ میگه خدا !

میگیم پس این الله اکبر رو زیاد بگو ، الله اکبر رو زیاد بگی مشکلاتت کوچک میشه ؛ پس اصل چهارم امید بدیم.بگه گرفتاریم زیاده بگیم از تو گرفتار تر هم هست ، این درد تو درمان داره ، این درد تو راهکار داره ؛ زمانم میخاد ، هزینه هم میخاد.

حالا از من و شما

اصل پنجم

ایشون میگه میشه بگی راه حل درد من کجاست؟ تو دین خداست

اصل پنجم معرفی دین

حالا بعد از پنج قدم آوردیش سر خونه ی دین ها، از اون اول نگفتی آی تو داری پا روی خون شهدا میگذاری، جیز جیگر بگیری الهی

قدم پنجم تازه آوردیش نگاه کن این  قرآن و عترت درد تورو دوا میکنه ؛ بعد بیای پای خانه ی دین خب حالا دین رو چجوری براش بگیم ، سه تا کلمه ، دین رو ساده بگیر

یرید الله بکم الیسر

ولا ارید بکم العسر

شما همین الان شما یک خانمی که بی حجابه باید بگی باید شلوار هم بپوشی ،مقنعه هم بپوشی ،آستینچه هم بزنی ……..هم بزنی ، میگه اصلا نمیخام ، من یک جا رفتم حجاب. گفتم نگاه خواهرا به من توجه دارید گفتند، حاج آقا ما شما رو دوست داریم.گفتم به خاطر خدا نه به خاطر من ،  یک سانتیمتر این روسری رو بیارین جلوتر ؛ گفت اگه یک سانتیمتره که خب یک سانتیمتر آوردم ، باز یک ساعت دیگه گذشت گفتم ؛ خدا رو هم دوست دارید؟ گفتند: بله . گفتم یک سانتیمتر دیگه بیارید. گفتم ابالفضل(ع) رو چی؟ گفتند : آره. گفتم یک سانت دیگه بیارید ، آروم آروم

تسهیل ، تدریج ، تبیین

دین باید قشنگ براشون باز بشه ،حالا شاید شما بگید ما کارشناس نیستیم ، بیاریدشون پای کارشناس .

اصل ششم رو دارم میگم ها پس اصل پنجم باید بیاریم در خونه ی دین اصل ششم چیه خونه ی دین کجاست؟

مسجده

کتاب دین چیه؟

قرآن و عترته

کارشناس دین کیه؟

روحانیت

ثمره ی دین کی اند؟

شهدا هستند

نگاه کن به دین عمل کرده اند چقدر خواستنی شده امامزاده شده(اشاره به امامزاده شعیب(ع) سبزوار) این شش تا اصل برای شما ها

والسلام علیکم و رحمت الله

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *