آموزش وردپرس

توصيه‏ هائى به أهل منبر ، علامه طهرانی (رحمه الله)

 توصيه‏ هائى به أهل منبر

آیت الله حاج سید محمد صادق حسینی طهرانی مدظله العالی : حضرت علاّمه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی ( علامه والد ) رضوان‌اللـه‏ تعالى‏ عليه أهل منبر و أصحاب تبليغ را به امورى توصيه و سفارش مى‏نمودند كه رعايت آنها سبب مى‏شود تا نتيجه مطلوب از آن بدست آمده و بذر علوم و معارف الهيّه در دل مردم شكوفا گردد، تا بتوانند طعم شيرين ميوه ايمان را با  جان و روح خود ذوق كنند.

اثرگذارى كلام بر مخاطب به يُمن گوهر اخلاص

اوّل: مهمترين أمرى كه رعايت آن را ضرورى دانسته و آن را ركن و أساس و بنيان هر عبادتى مى‏شمردند، كيمياى إخلاص مى‏باشد. أهل منبر بايد خود و عمل خود را براى خدا خالص كنند، چه اينكه اگر كلامى به دل مى‏نشيند و در جان مخاطب أثر و نشانى از خود بجاى مى‏گذارد و او را به سوى خدا و عوالم ربوبى سوق مى‏دهد، همه از يُمن گوهر ناياب إخلاص است.

بايد ضمير و سرّ خود را از حظوظ دنيوى فارغ كرده و تنها حضرت حقّ را غايت براى أعمال خود قرار دهند و أبدا به جهات مادّى و أعراض دنيوى و زخارف و متاع و اعتبارات موهوم عالم غرور توجّهى نكنند؛ چرا كه اگر داعى و انگيزه از منبر، كسب شهرت يا أخذ و دريافت وجهى باشد، اين منبر مفيد نخواهد بود و چه‏بسا نتيجه عكس دهد؛ زيرا إذا طابَتِ العُيُونُ طابَتِ الأنهارُ. «نهرها زمانى پاك و طيّب مى‏شود كه سرچشمه‏ها پاك و طاهر گردد.»  از حضرت رسول‏أكرم صلّى‌اللـه‏عليه‏وآله‏وسلّم روايت‏شده‏است كه فرمودند: إنَّما الْأَعْمالُ بِالنّيّاتِ وَ لِكُلِّ امْرِئٍ ما نَوَى؛ فَمَنْ كانَتْ هِجْرَتُهُ إلَى اللَهِ وَ رَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إلَى اللَهِ وَ رَسُولِهِ. وَ مَنْ كانَتْ هِجْرَتُهُ إلَى دُنْيا يُصيبُها أوِ امْرَأَةٍ يَتَزَوَّجُها، فَهِجْرَتُهُ إلَى ما هاجَرَ إلَيْهِ.[8]

«ارزش أعمال فقط به نيّت‏هاست و بهره هر انسانى همانست كه در نيّت آورده‏است؛ پس هر كس هجرت او به سوى خدا و رسول‏خدا بوده‏است، هجرتش به سوى خدا و رسول‏خدا است. و هر كس كه هجرتش به سوى دنيايى‏است كه بدان برسد يا زنى كه وى را به نكاح خود درآورد، پس هجرت او به سوى همان خواهد بود.»

در نظر نداشتن جهات مادّى در امر تبليغ

مى‏فرمودند: روزىِ طلبه را خداى رزّاق ضمانت كرده‏است. اگر انسان يقين خود را قوى كند و قناعت را پيشه خود سازد و به وظيفه‏اش عمل كند خواهد ديد كه چگونه خداوند او را در سايه عنايت و مهر خود گرفته و از خزانه غيب و رحمت بى‏منتهايش روزى او را مى‏رساند.

فلذا اگر براى مجالس متعدّدى از او دعوت شد، در مقام ترجيح و انتخاب، بايد جهات معنوى را بر جهات مادّى مقدّم بدارد؛ به فرض اگر در يكى از مجالس وجهى پرداخت نمى‏شود ولى افراد مشتاق بيشترى كه تشنه معارف هستند در آن مجلس حضور مى‏يابند، و مجلس دوّم فاقد اين مزيّت است ولى وجهى در آن پرداخت مى‏شود، بايد همان مجلس أوّل را اختيار كند. مى‏فرمودند: گرفتن وجه مانعى ندارد ولى به عنوان هديّه، نه در إزاى منبر و بيان مطالب؛ زيرا برخى از مطالب كه بر فراز منبر گفته‏مى‏شود، تبليغ و تعليم آن بر گوينده و تعلّم آن بر مستمع واجب است و از اين جهت دريافت وجه در قبال آن خلاف احتياط است.

مرحوم آقاى مجتهدى نقل مى‏كردند كه بعضى از أعاظم أهل منبر براى اين كه وجهى را كه در قبال منبر دريافت مى‏كنند، تصحيح نمايند و از طرفى رعايت احتياط را كرده باشند مى‏گفتند: ما تا پاى منبر در ازاى مبلغى كه داده مى‏شود مى‏رويم ولى بالاى منبر براى خدا صحبت مى‏كنيم!

حضرت علاّمه والد رضوان اللـه عليه مى‏فرمودند: اين طريق صحيح نيست، انسان بايد همه را حتّى اياب و ذهاب را براى خدا انجام دهد و البتّه روزى طلبه را خدا مى‏رساند.

رعايت وقار و ادب جلوس در منبر

دوّم: يكى ديگر از امورى كه حضرت والد بدان سفارش مى‏نمودند، رعايت وقار و ادب جلوس و كلام در منبر بود. حضرت امام صادق عليه‏السّلام در نامه خود به شيعيان مى‏فرمايند: عَلَيْكُمْ بِالدَّعَةِ وَ الْوَقارِ وَ السَّكِينَةِ وَ عَلَيْكُمْ بِالْحَيآءِ وَ التَّنَزُّهِ عَمَّا تَنَزَّهَ عَنْهُ الصّالِحُونَ قَبْلَكُمْ.[9] «بر شما باد به طمأنينه و وقار و آرامش، و بر شما باد به حياء و پاك‏نگاهداشتن خود از آنچه صالحين پيش از شما از آن اجتناب مى‏ورزيدند.»

منبر يك كرسى إلهى است كه رسول‏خدا صلّى‌اللـه‏عليه‏وآله‏وسلّم آن را تنها براى بيان علوم و معارف حقّه وضع نمودند و از آثار آن حضرت مى‏باشد؛ بنابراين شرافت و نورانيّت حقيقت و ملكوت منبر تابع واضع آن مى‏باشد.

منبر تداعى‏گر رسول‏خدا صلّى‌اللـه‏عليه‏وآله‏وسلّم و دوران رسالت آن حضرت‏است، روزگارى كه آفتاب رسالت بر فراز آن مى‏نشست و زنگار شرك و أخلاق ذميمه را از دل‏ها مى‏زدود و نفحه حيات‏بخش توحيد را در دل و جان و سرّ آنان مى‏دميد.

منبر تداعى‏گر حضرت أميرالمؤمنين علىّ‏بن‏أبى طالب عليه‏السّلام است، هنوز مسجد كوفه آن درر شاهوارى را كه أمواج درياى علم او به ساحل و كناره مى‏آورد در گنجينه خود دارد.

فلذا منبر از آثار و شعائر مختصّه إسلام است كه حفظ آن واجب و رعايت أدب آن أمرى ضرورى است.

حضرت علاّمه والد روحى‏فداه مى‏فرمودند: منبر حرمت و احترام بسيارى دارد و جايگاه إنذار و تبشير و بيان معارف شريعت است. لذا شخصى كه بر فراز آن قرار مى‏گيرد بايد با كمال وقار و آرامش و طمأنينه باشد و از تكان‏دادن زياد و بى‏جهت دست اجتناب كند. مراقب آراستگى ظاهر خود باشد و عبا از دوش او نيفتد. حتّى‏المقدور در طول منبر دو زانو بنشيند و پاى خود را از پله منبر آويزان نكند.

حضرت والد معظّم با وجود اين كه منبرهاى طولانى مى‏رفتند، همواره با حالت تواضع و أدب و دو زانو روى منبر مى‏نشستند. منبرى بايد أدب كلام را رعايت كرده و آثار وقار و متانت در گفتارش واضح و آشكار باشد؛ از استعمال تعابير سبك اجتناب ورزد، أسماء مبارك أهل‏بيت عليهم‏السّلام را با كمال أدب و همراه با ألقاب و كلمات تعظيم كه بر جلالت قدر و عظمت آنان دلالت دارد بر زبان جارى كند و در حقّ ايشان ضمائر را بصورت جمع بكار ببرد؛ مثلاً نگويد: على چنين گفت، على چنين كرد، بلكه بگويد: حضرت أميرالمؤمنين عليه‏السّلام فرمودند، تشريف بردند و أمثال اين تعابير را بكار گيرد.

لزوم اهل عمل بودن منبری

سوّم: عمل به گفتار است، همانطور كه حضرت امام صادق عليه‏السّلام مى‏فرمايند: إنَّ الْعَالِمَ إذا لَمْ يَعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ كَما يَزِلُّ الْمَطَرُ عَنِ الصَّفا.[10] «اگر عالم به علم خود عمل نكند، پند و موعظه وى از دلها فرو ريزد، چنانكه باران از سنگهاى صاف و محكم فرو مى‏ريزد.»

منبرى خود بايد أهل عمل باشد تا كلام او در مخاطبين أثر كند، زيرا بين عمل واعظ به وعظ خود و تأثير گذارى كلامش، نسبتى مستقيم برقراراست.

 

بنابراين به هر مقدار كه به گفتار خود عامل باشد به همان ميزان تأثير خواهد گذاشت؛ مثلا اگر سفارش به نماز شب ميكند خود او نيز بايد أهل نماز شب باشد و سحرگاهان پهلوى خود را براى عبادت و خلوت و انس با حضرت پروردگار از بستر تهى كند.

هر كو نكاشت مهر و ز خوبى گلى نچيد                   در رهگذار باد نگهبان لاله بود[11]

لزوم جامعيّت و غناى علمى منبر

چهارم: منبر بايد جامع و مفيد باشد؛ يعنى آنچنان از علوم و معارف حقّه غنى باشد كه مستمعين از عمرشان بهره ببرند. اگر پاى منبر هزار نفر نشسته‏اند، انسان بايد حساب اين هزار ساعت از عمر مستمعين را بكند و حقّ آنها را أدا نمايد؛ بنابراين منبرى بايد در انتخاب مطلب از خود ذوق و سليقه نشان داده و معارف إلهيّه ناگفته را كه در نوع نگرش مردم به عالم طبع و ماوراى آن تأثير دارد و بر أساس آن، حركت و سير خود بسوى حضرت معبود را تنظيم مى‏كنند، با علم و هنر بيان خود، تبيين نموده و أذهان آنها را رشد دهد.

بنابراين در منبر بايد معارف حقيقيّه، فضائل و مناقب أهل‏بيت عليهم‏السّلام، مسائل شرعى كه مردم در عبادات و معاملات خود بدان نيازمند هستند و نيز مواعظ و اندرزهاى اخلاقى بيان شود.

مى‏فرمودند: موعظه و اندرز بايد تكرار شود؛ وَ ذَكِّرْ فَإنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ.[12] و من چقدر دوست دارم كه افراد بالاى منبر بروند و موعظه كنند و من گوش دهم.

نبايد به بهانه تكرارى‏بودن مطالب أخلاقى آنها را رها نمود. دل و جان

انسان هميشه محتاج موعظه‏شنيدن است و بدون آن زنگار معاصى و زخارف دنيا از دلها زدوده نمى‏شد؛ چنانكه أميرالمؤمنين عليه‏السّلام مى‏فرمايند: الْمَواعِظُ صِقالُ النُّفوسِ وَ جِلآءُ الْقُلوبِ.[13] «موعظه‏ها صيقل‏دهنده نفوس و جلا بخشنده قلوب هستند.»

اتقان و استحكام مطالب منبر

پنجم: إتقان و استحكام مطالب؛ مطالبى كه بيان مى‏شود بايد همه مستند باشد. آيات و روايات و حكايات و نقل‏قول‏ها همه بر أساس يقين و با مراجعه به مصادر آنها باشد. معارفى كه گفته مى‏شود دقيق و صحيح و از كتب بزرگان استخراج شود، خصوصا مطالبى كه انسان حيات اخروى خود را بر پايه آن بنا ميكند.

بر صحّت قراءت قرآن در منبر بسيار تأكيد داشتند و خيلى قبيح مى‏دانستند كه طلبه و أهل‏علم قرآن را غلط بخواند، مى‏فرمودند: اگر آيه‏اى را مى‏خواهيد بخوانيد و در صحّت آن ترديد داريد عيبى ندارد كه از روى مصحف تلاوت كنيد.

رعايت مناسبت ايّام

ششم: رعايت مناسبت أيّام؛ مطالب منبر در أعياد و وفيات أئمّه‏هدى عليهم‏السّلام تنها در خصوص سيره و حيات آن امام معصوم عليه‏السّلام باشد و از مكارم أخلاق و معالى امور آن امام همام صحبت شود و حتّى از طرح و بيان مباحث عامّه و كلّى امامت صرف نظر شود؛ مثلاً در روز شهادت امام‏صادق عليه‏السّلام منبر بايد در خصوص فضائل و مناقب و بيان مجاهدتهاى آن حضرت در إحياء و تشييد أركان مذهب تشيّع و تحمّل ظلم‏ها و رنج‏هائى كه در اين جهت از دشمنان كشيدند باشد و اگر در موضوعات ديگرى صحبت شود حقّ آن حضرت أدا نشده‏است. آرى در منبرهايى كه در دهه‏ها به صورت متّصل برگزار مى‏شود بيان معارف به نحو مطلق بلامانع مى‏باشد.

در مورد روز هفتم  ماه صفرالخير كه بنا بر قول أصحّ شهادت حضرت امام حسن‏مجتبى عليه‏السّلام با ولادت حضرت موسى‏بن‏جعفر عليهماالسّلام، مقارن مى‏شود، مى‏فرمودند: جانب شهادت و اقامه عزا بر عيد و ولادت مقدّم است، فلذا منبرى در آغاز، ذكرى از حضرت امام كاظم عليه‏السّلام به ميان آورده و ادامه منبر را به حضرت امام حسن عليه‏السّلام اختصاص دهد.

حرمت تضعيف حكومت اسلام و ولايت‏فقيه

هفتم: حرمت تضعيف حكومت إسلام؛ مى‏فرمودند: امروز پرچم إسلام به دست حضرت آية‌اللـه خامنه‏اى مدّظلّه‏العالى مى‏باشد و هر كس ايشان را تضعيف كند إسلام را تضعيف كرده‏است و بر همين أساس عمده سعى و تلاش دشمنان إسلام بر تضعيف ايشان و تضعيف مسأله ولايت‏ فقيه است.

وظيفه ما اين است كه مسأله ولايت‏فقيه را به طرز صحيح و متقن براى مردم بيان كرده و آنان را آگاه سازيم كه تنها راه نجات و برطرف‏شدن مشكلات و رسيدن به رشد و تعالى، اجراى كامل دستورات إسلام است. و اگر نقص و مشكلى در جامعه وجود دارد منشأ آن ولايت‏فقيه و إسلام نيست، بلكه ريشه در نقشه‏ها و دسيسه‏هاى أجانب و دشمنان إسلام يا كوتاهى خود مسلمين دارد.

مى‏فرمودند: هر عملى كه موجب تضعيف حكومت إسلام شود حرام است و انسان حقّ  ندارد نقائص حكومت را بالاى منبر بگويد. اگر كسى از مسؤولين عمل خلافى انجام داد و بيان آن موجب تضعيف حكومت اسلام مى‏شود، بيان آن در منبر حرام است؛ و اگر كسى بگويد، با دشمنان إسلام در تضعيف إسلام و ولايت‏فقيه هم‏جهت شده‏است.

مى‏فرمودند: اگر عيب و ايرادى در نظام إسلامى مشاهده مى‏شود، بايد به مصادر امور و كسانى كه احتمال مى‏رود بتوانند آن را برطرف سازند گوشزد نمود و حقّ نداريد آن‏عيب را پخش كنيد.

بله، اگر مسأله‏اى خلاف شرع باشد و ممكن‏است مردم در أثر تبليغات و هياهو به آن مبتلا شده و از منهاج دين قويم منحرف شوند، مانند طرح استعمارى كاهش‏جمعيّت و وازكتومى و توبكتومى نمودن مردان و زنان و عقيم و نازا كردن آنان، مى‏توان آن را در منبر بيان كرد و خلاف‏شرع‏بودن و عواقب وخيم و ناگوار آن را براى جامعه مسلمين توضيح داد. ولى اين معنى را نيز خوب بايد تفهيم كرد كه اين مشكلات به حكومت إسلام برنمى‏گردد، بلكه در أثر سياست‏ها و توطئه‏هاى شيطانى دشمنان إسلام است كه چه‏بسا با واسطه‏هاى متعدّد اجرا و پياده مى‏شود، بگونه‏اى كه در نزد بسيارى حتّى گمان نمى‏رود كه اين امر، از نقشه‏هاى شوم و خانمان‏برانداز استعمار است.

مى‏فرمودند: اگر كسى در مجلسى حضور يافته باشد كه در آن از نظام اسلامى بدگوئى مى‏شود، اگر ميتواند دفاع كند واجب است دفاع نمايد وگرنه نشستن در آن مجلس جائز نيست.

بر همين أساس مى‏فرمودند: در اين زمان كه پرچم إسلام به دست رهبر معظّم انقلاب حضرت آية‌اللـه خامنه‏اى حفظه‌اللـه‏تعالى بوده و ثقل رهبرى امّت اسلام بردوش ايشان است و با وجود اين همه مخالفين و دشمنانى كه دارند، بايد براى ايشان در منبرها دعا كرد. و علاوه بر آن در مظانّ استجابت دعا و دردل شب‏ها كه دعا مقرون به اجابت است براى ايشان دعا كنيد تا خداى تعالى معظّمٌ‏له را از خطرات ظاهريّه و باطنيّه و كيد و مكر دشمنان و مخالفين مصون بدارد و ايشان بتوانند در سايه عنايات و تأييد و نصرت پروردگار، حافظ أحكام إسلام باشند.

اهتمام به مرثيه‏خوانى و ذكر مصيبت در منابر

هشتم: مرثيه خوانى و ذكر مصيبت؛ حضرت امام رضا عليه‏السّلام مى‏فرمايند: مَنْ تَذَكَّرَ مُصابنَا وَ بَكَى لِما ارْتُكِبَ مِنّا كانَ مَعَنا فى دَرَجَتِنا يَوْمَ الْقِيَمَةِ. وَ مَنْ ذَكَّرَ بِمُصابِنا فَبَكَى وَ أَبْكَى لَمْ تَبْكِ عَيْنُهُ يَوْمَ تَبْكى الْعُيُونُ. وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِسًا يُحْيا فيهِ أَمْرُنا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَموتُ الْقُلوُبُ.[14]

«هر كس مصيبت ما را به ياد آورد و به جهت آنچه در حقّ ما روا داشته شده اشك بريزد، در روز قيامت همراه ما و در درجه ما خواهد بود. و هر كس مصيبت ما را به ياد ديگران آورد و خود بگريد و ديگران را بگرياند، چشم او در روزى كه ديدگان گريان‏است، نخواهد گريست. و هر كس در مجلسى بنشيند كه امر ما در آن إحياء ميگردد، قلبش در روزى كه قلب‏ها مى‏ميرد، نخواهد مرد.»

 

اى خرگه عزاى تو اين طارم كبود                                  لبريزِ خون ز داغ تو پيمانه وجود

وى هر ستاره قطره خونى كه عِلويان                            در ماتم تو ريخته از ديدگان فرود

گريه‏است بر تو هر چه نوازنده را نواست                  ناله‏است بى‏تو هر چه سراينده را سرود

تنها نه خاكيان به عزاى تو اشك‏ريز                             ماتم‏سراست بهر تو از غيب تا شهود

از خون كشتگان تو صحراى ماريه                           باغى و سنبلش همه گيسوى مشك‏سود

كى بر سنان تلاوت قرآن كند سرى ؟                           بيدار ملك كهف تويى ديگران رقود

نَشْگِفت اگر برند تو را سجده سروران                        اى داده سر به طاعت معبود در سجود

ص 201

پايان سير بندگى آمد سجود تو                             برگير سر كه او همه خود شد وجود تو [15]

إقامه عزا و سوگوارى و برتن‏نمودن جامه حزن و اندوه و قراءت شعر و مرثيه وسردادن گريه در مصيبت و رثاى أهل‏بيت عليهم‏السّلام خصوصا در مصيبت‏هاى جانكاه حضرت سيّدالشهداء عليه‏السّلام، از أفضل عباداتى‏است كه بدان ترغيب شده‏است؛ فلذا از دير بز دأب و سيره علماء و فقهاء و بزرگان از مدرّسين و أساتيد و أصحاب وعظ و منبر بر اين بوده‏است كه بعد از تدريس و بيان علوم و معارف إلهيّه و حِكَم و مواعظ أخلاقى، ذكر مصيبت نموده و روضه مى‏خواندند و سرشك غم مى‏فشاندند و بدين كار فخر مى‏نمودند و آن را منّتى و موهبتى از سوى خداوند بر خود مى‏دانستند.

مجلس روضه اهل‏بيت عليهم‏السّلام مهبط فرشتگان الهى است

مجلسى كه در آن روضه أهل‏بيت خوانده مى‏شود، مهبط أولياء و فرشتگان مقرّب إلهى‏است. ملائكه دوستدار اين مجالس مى‏باشند و هر كجا چنين مجلسى را ببينند، در آنجا هبوط كرده و أهل آن را در حلقه نور خود مى‏گيرند و آنجا را مطاف خويش مى‏سازند. در اين مجالس‏است كه غاليه حوريان بهشتى از مشك و عبير و ياس ولايت پرمى‏شود و آنجاست كه دل‏ها از جام كوثر سيراب ميگردد و چراغ هدايت در قلوب، افروخته مى‏شود.

با اين همه اگر چه روضه‏خوانى سنّتى حسنه است، لكن آنگاه فضيلت دارد و به غايت خود مى‏رسد كه مطابق با موازين شرع و سيره خود أهل‏بيت عليهم‏السّلام بوده و از هر گونه بدعت و تحريف و غلوّ و خرافات بركنار باشد، و خداى نكرده بگونه‏اى نباشد كه به عصمت و جلالت و عظمت شأن خاندان رسالت لطمه زده و موجب وهن شعائر دينى شود.

روضه، بركت و نور منبر است

بارى ! نور ملكوت روضه، مجالست با أولياء و اختران فروزان آسمان توحيد در حديقه‏هاى بهشت و بهره‏مندشدن از لذّت مصاحبت با أئمّه‏هدى عليهم‏السّلام است.

روى همين أساس، حضرت علاّمه والد رضوان‌اللـه‏تعالى‏عليه مى‏فرمودند: روز مصيبت و شهادت أئمّه عليهم‏السّلام روز تجديد حزن و غم و اندوه أهل‏بيت عليهم‏السّلام و شيعيان و مواليان آنان‏است، روز اشك و گريه است. و بايد خود منبرى بعد از سخنرانى روضه بخواند و مفصّل هم بخواند.

حقير يكبار در حضور ايشان منبر رفتم و بعد از بيان عرائض خود پنج دقيقه روضه خواندم. بعد از منبر، ايشان فرمودند: اين مقدار براى روضه و ذكر مصيبت كم‏است، بايد پانزده دقيقه روضه بخوانيد. و گاهى مى‏فرمودند: علاوه بر اين‏كه روضه مى‏خوانيد، نوحه‏خوانى كنيد و دم نيز بدهيد.

مى‏فرمودند: روضه را بايد با تكيه به صوت و حزين خواند و از مستمعين اشك گرفت. يكبار منبر رفته بودم و ايشان در آن مجلس تشريف نداشتند، بعدا از حقير پرسيدند: اشك هم گرفتيد ؟ عرض كردم: بله. فرمودند: از چه كسانى؟ از آنان كه زود گريه مى‏كنند و اشكشان جارى مى‏شود؟! اين فائده ندارد بلكه بايد طورى روضه بخوانيد كه افراد قسىّ‏القلب و سنگدل نيز اشك ماتم بريزند.

و بطور كلّى ايشان سخنرانى و منبر بدون روضه و ذكر توسّل را صحيح نمى‏دانستند و مى‏فرمودند: روضه، بركت و نور منبر است.

مى‏فرمودند: در بيان مصائب أهل‏بيت عليهم‏السّلام و ظلم و جورى كه از سوى دشمنان بر آنان وارد آمده، از كتب سيره و تاريخ و مقاتل معتبر استفاده كنيد، و تأكيد داشتند كه تاريخ بايد به شكل صحيح بيان شود، و به كتبى همچون ارشاد شيخ‏مفيد، لهوف سيّدابن‏طاووس، نفس‏المهموم و مقتل مقرّم سفارش مى‏نمودند. و اگر روضه‏اى خوانده مى‏شد كه در منابع معتبر نيامده بود، تذكّر مى‏دادند.

لزوم استفاده از اشعار وزين و متين

و نيز مى‏فرمودند: در روضه‏خوانى از مراثى و أشعارى استفاده كنيد كه داراى مضامين عالى و متناسب با شأن أهل‏بيت عليهم‏السّلام بوده و سبك نباشد. فلهذا أشعار و مراثى ديوان آية‌اللـه غروى اصفهانى (مشهور به كمپانى)، شمع‏جمع فؤاد كرمانى و گنجيه‏الأسرار عمّان سامانى و تركيب‏بند معروف محتشم كاشانى و آتشكده‏نيّر و أمثال آن را دوست داشتند و به آنها ترغيب مى‏نمودند.

خود ايشان نيز در جاى جاى دوره علوم و معارف إسلام، با استفاده از همين نوع أشعار عالى و ناب و بيان مصائب أهل‏بيت عليهم‏السّلام، مطالب علمى و توحيدى را با شور و عشق ولائى آميخته‏اند و بالأخصّ در أواخر درسها و مجلسها، غالباً سخن را با نام مقدّس أهل‏بيت عليهم‏السّلام و ذكر مصائبشان پايان داده‏اند.

 

[8] مستدرك‏الوسآئل، ج 1، أبواب مقدّمه‏العبادات، باب پنجم، ص 90، ح 5، از مصباح‏الشّريعة؛ و ج 4، كتاب‏الصّلوة، أبواب‏النيّة، باب أوّل، ص 131، ح 3، از دعآئم‏الإسلام.

علاّمه والد رحمة‏اللـه‏عليه در معادشناسى، ج 3، ص 107 پس از نقل اين حديث مى‏فرمايند: «شهيد ثانى فرموده است: اين خبر از اصول إسلام و يكى از پايه‏هاى آن و اوّل ستون آنست. ـ تا آنكه گفته است: و سلف ما و جماعتى از تابعين آنها دوست داشتند كه مصنّفات خود را با اين حديث شروع كنند براى آنكه خواننده را بر حسن نيّت و تصحيح آن، و اهتمام و اعتناء به آن آگاه سازند.»

[9] بحارالأنوار، ج 75، ص 210 و 211.

[10] الكافى، ج 1، كتاب فضل‏العلم، باب استعمال‏العلم، ص 44، ح 3.

[11] ديوان‏حافظ، غزل 249، ص 110.

[12] آيه 55، از سوره 51: الذّاريات.

[13] غرر و درر آمدى، رقم 10222.

[14] بحارالأنوار، ج 44، ص 278، ح 1؛ و أمالى صدوق، ص 73، مجلس 17، ح 4.

[15] ديوان نيّر، ص 205 و 206.

 

کتاب نور مجرد ج 1

برگرفته شده از پایگاه علوم و معارف اسلام

http://maarefislam.com/fa/index.php?Page=definition_book&UID=247273

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *