آموزش وردپرس

برخورد شهید زین الدین با بسیجی معترض

18

در عملیات محرم مواضع به طور کامل تثبیت نشده بود. دستور رسید که امام فرموده اند: عملیات را تا شهرک زبیدات ادامه دهید تا مواضع به طور کامل تثبیت گردد. نیروها سر از پا نمی شناختند و با خوشحالی و شوق و شور می دویدند. شب بود. آسمان از وجود منورهای دشمن خالی نمی شد. شب مانند روز، روشن شده بود. با رشادت فراوان شهرک زبیدات نیز به تصرف رزمندگان اسلام درآمد. صبح برای تثبیت مواضع سنگرها را احداث و تیربارها را مستقر کردیم.در فکر بودیم که چگونه با پاتک های دشمن که رفته رفته در حال آغاز بود مقابله نماییم که شهید زین الدین با موتور از راه رسید. در این لحظه یک بسیجی او را صدا زد. با وجود آتش دشمن همان وسط جاده موتور را گذاشت و به سمت آن بسیجی رفت. سلام علیکی کرد. او را بوسید و خسته نباشید گفت و بسیار گرم برخورد کرد و گفت: بفرمایید.در خدمت هستم. آن بسیجی شروع به گلایه کرد و گفت: هیچ وسیله ای نداریم که سنگر درست کنیم. گونی، بیل و… می خواهیم.

با خنده پاسخ داد: چشم ! پیگیری می کنم. می گویم بیاورند. سرآخر روبوسی کرد. خداحافظی کرد و رفت. واقعا باعث تعجب بود. در پاتک شدید دشمن بدون جان پناه و خاکریز ایستاد و به صحبت های یک بسیجی گوش داد. این نمونه عالی اخلاق و فرماندهی در اسلام بود که خاطره ای بسیار شیرین و درسی فراموش نشدنی برای من بود.

منبع:عبدالرحیم فریدون همرزم شهید

پیوند:

مصاحبه با عبدالرحیم فریدون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *