آموزش وردپرس

چرا واقعه ی غدیر در نهج البلاغه نیامده است؟

شخصی در مجلسی معترضانه پرسید: چرا این سخنان که شما در فضایل علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) می‌گویید، خودش نفرموده است؟ گفتم: اگر فرموده باشد چه؟ آیا می‌پذیری؟ گفت: خیر. گفتم: پس دیگر بحث با شما تمام است و چون و چرا نکن؛ چون اینها همه بهانه است و مشکل شما در جایی دیگر است.

الف – ابتدا باید بدانیم که کتاب شریف «نهج البلاغه» را حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام ننگاشته‌اند که دیگران سؤال یا انتقاد یا استناد کنند که چرا در فلان خصوص چیزی ننوشته‌اند؟ بلکه نهج البلاغه بخشی از خطبه‌ها، نامه‌ها و نیز کلمات قصار حضرت امام علی علیه‌السلام می‌باشد که توسط مرحوم سید رضی (ره) جمع‌آوری شده است و بیشتر به سیاق ادبی و حکمت و اخلاق در بیانات آن حضرت توجه دارد و به همین دلیل نیز کلمه «بلاغ» را برای نام مجموعه‌ی خود انتخاب کرده است. پس باید بدانیم که از آن امام همام علیه‌السلام، سخنان و احادیث بسیار و مستندی وجود دارد که در نهج البلاغه نیامده است.

سید رضی (ره) که بنا به درخواست سایر علما به جمع‌آوری در قالب نهج البلاغه پرداخت، خود می‌گوید: «… و منظورم این بود که علاوه بر فضایل بی‌شمار دیگر، بزرگی قدر و شخصیت امیر مؤمنان علی علیه السلام، از نظر شگفتی‌های بلاغت و نمونه‌های ارزنده فصاحت را روشن سازم لذا تصمیم گرفتم از میان خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان حکمت آمیز، در ابتدا خطبه های «زیبا» و سپس نامه‌های «جالب» و بعد از آن کلمات حکمت آمیز حضرت را برگزینم    .؛ .. هرگز ادعا نمی‌کنم که من به همه جوانب سخنان حضرت علی علیه السلام احاطه پیدا کرده‌ام به طوری که هیچ کدام از سخنان او از دستم نرفته باشد؛ بلکه بعید نمی‌دانم که آن چه نیافته‌ام بیش از آن باشد که یافته‌ام و آن چه در اختیارم قرار گرفته کمتر است از آن چه به دستم نیامده است.» (مقدمه نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص 27)

پس نهج البلاغه تمامی بیانات و تنها سند نمی‌باشد. اما در خصوص واقعه غدیر و ذکر آن یا تصریح به امامت و ولایت … و نیز سؤال مطروحه، لازم است به نکات ذیل توجه شود:

ب – مگر در وقوع واقعه‌ی عظیم غدیر خم، در میان مسلمانان اهل تشیع و اهل تسنن اختلافی هست که محل بحث باشد؟ برخی از بزرگان و اکابر سنت، نه تنها به واقعه‌ی غدیر و احادیث آن استناد نموده‌اند، بلکه کتاب‌های مستقلی در این باب تقریر نموده‌اند. خوب است که محققین بی‌غرض به آثار و مستندات امثال: ابو جعفر محمّد بن جریر طبری، ابن عقده، شمس الدین محمّد بن احمد ذهبی و شمس الدین محمّد بن محمّد جزری دمشقی و هم چنین مستندات در کتب روایی اهل تسنن مراجعه کنند.

ج – دانشمندان بزرگ شیعه و سنی تصریح نموده‌اند که پس از پایان یافتن آن چالش‌ها و اتفاقات ناخوشایند و غم‌انگیز در واقعه بیعت مسجد و بیعت، ابوبکر جهت دلجویی نزد امیرالمؤمنین علیه السلام می‌آید و ایشان از حق خود با دلایل فراوانی دفاع می‌کنند که یکی از آن ادله، استناد به غدیر خم بوده است. این روایت تاریخی در کتب اهل تشیع چون: «شیخ صدوق در الخصال، ج 2، ص 549- 551- طبرسی در الاحتجاج، ج 1، ص 307» و نیز اهل تسنن چون «طبری در تاریخ طبری، ج 2، ص 236» درج شده است.

د – امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد غدیر خم بیانات بسیاری دارند، از جمله نامه معروف او به معاویه و احتجاج به غدیر خم است و هم چنین در بیان دیگری فرمودند:

«خداوند در روز غدیر آنچه درباره منتخب خود اراده کرد بر پیامبرش فرو فرستاد . به او فرمان داد تا ولایت و وصایت را ابلاغ کند، مجال را از کافران و منافقان بگیرد و نگران گزند دشمنان نباشد . روز غدیر، قدر و منزلت بسیار دارد، در آن روز گشایش های الهی فرا رسیده و حجتش بر همه تمام شده است . امروز روز روشنگری و اظهار عقیده از جایگاه بلند و روشن است، امروز روز تکامل دین و روز وفای به عهد است .

غدیر روز رسول الله (صلوات الله علیه) و مشهود من (علی ابن ابیطالب) است . روز ذلت و خواری شیطان، روز استدلال و برهان است. روز جدا شدن صفوف کسانی است که آن را (جانشینی و امامت و ولایت را) تکذیب می‌کردند‌. امروز بزرگ‌ترین روزی است که عده‌ای از شما از آن اعراض کردید‌. روز هدایت و امتحان بندگان خداست . روز آشکار شدن کینه های نهفته در دل ها و سینه ها ، روز عرضه نصوص (سخنان بدون ابهام پیامبر) بر افراد مومن و دلباخته است. غدیر روز شیث پیغمبر است ، روز ادریس و یوشع و شمعون و … .» (اقبال الاعمال، سيد بن طاووس، ص 464-461)

ﻫ – امام باقر علیه السلام می‌فرمایند: حضرت علی (ع) هفت روز پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) پس از این که از جمع قرآن فارغ شد به میان مردم رفت و خطبه خواند و پس از مدح خدا و رسول خدا و بیان طریق نجات به مقام و منزلت خود و جانشینی خود با استناد به واقعه غدیر تأکید فرمودند. (الکافی، ج 8)

و – حضرت فاطمة الزهراء علیهاالسلام، پس از آن خطبه‌ی قراء در مسجد که معرفی تمام اسلام و نیز ولایت و حقانیت خود بود، از مسجد خارج شد که رافع بن رفاعه پیش آمد و برای عذر و بهانه عرضه داشت:

«یا سیّدة ‏النساء لو كان أبوالحسن تكلم فى هذا الأمر و ذكر للناس قبل أن یجرى هذا العقد ما عدلنا به احداً؛»

 اى سرور زنان! اگر على علیه‏السلام قبل از این كه مردم با ابوبكر بیعت كنند، با آنان سخن مى‏گفت و روشنگرى مى‏نمود، ما از او روی گردان نمى‏شدیم، و با فرد دیگرى بیعت نمى‏كردیم!»

حضرت نیز در پاسخ به این بهانه‌ و عذر غیر موجه فرمود:

«الیك عنى فما جعل الله لأحد بعد غدیرخم من حجّة ولا عذر»؛

مرا به حال خود بگذار، كه خداوند بعد از جریان غدیر خم براى هیچ كس عذر و بهانه‏اى قرار نداده است. (دلائل الامامة، صص 37 و 38/ الخصال، ج 1، ص 173)

پس، حرف و سخن و حدیث و استدلال و مستندات تاریخی و … بسیار بود، منتهی گوش شنوا نبود. امروز نیز چنین است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *