آموزش وردپرس

زیبایی کلام علامه طهرانی در معنای اذن پروردگار

حقيقت‌ معناي‌ اذن‌ خداوند

معناي‌ اذن‌ اينست‌ كه‌: خدا ما را طوري‌ آفريد، ادراكات‌ ما را طوري‌ عنايت‌ كرد، اجزاء بدن‌ و اعضاء و جوارح‌ را طوري‌ آفريد، قوا و استعدادهاي‌ ما را طوري‌ تعيين‌ فرموده‌ و تنظيم‌ نمود، كه‌ تمام‌ اين‌ جهات‌ ميتوانند، اگر در يك‌ شرائط‌ خاصّي‌ قرار گيرند، معاني‌ كلّيّه‌اي‌ را ادراك‌ كنند به‌ اذن‌ خدا و به‌ تجلّي‌ او و به‌ قوّه‌ و حول‌ او و به‌ رحمت‌ او، و سپس‌ آن‌ معاني‌ را به‌ قالب‌ الفاظ‌ در آورده‌، مرتّباً و منظّماً القاء نمايند.

و در هر حال‌ خداوند بر همۀ اين‌ امور سيطره‌ دارد، و اين‌ معاني‌ و اين‌ الفاظ‌ نيز از معدن‌ وجود و علم‌ او بر اين‌ فكر افاضه‌ ميگردد و به‌ خارج‌ سرايت‌ ميكند.

اين‌ است‌ معناي‌ اذن‌، و اگر آن‌ نباشد هزار سال‌ هم‌ بگذرد لب‌ قدرت‌ تكان‌ خوردن‌ را ندارد، و چون‌ حركت‌ كند به‌ اذن‌ خدا بوده‌ است‌. يعني‌ چه‌؟ يعني‌ تا تمام‌ اسباب‌ و شرائطي‌ را كه‌ خداوند مقرّر فرموده‌ حاصل‌ نشود، و سپس‌ ارادۀ حضرت‌ او به‌ ايجاد موجودي‌ از اين‌ اسباب‌ و شرائط‌ و مُعِدّات‌ تعلّق‌ نگيرد، اذن‌ خدا پيدا نشده‌ است‌.

فرض‌ كنيد: ما ساعتي‌ درست‌ مي‌كنيم‌، برايش‌ شيشه‌ ميگذاريم‌، چرخ‌ دنده‌ ميگذاريم‌ پاندول‌ و عقربه‌ و فنر ميگذاريم‌ و تمام‌ جهات‌ را در آن‌ مراعات‌ مي‌كنيم‌؛ امّا اين‌ ساعت‌ هنوز كار نمي‌كند چرا؟

چون‌ يكي‌ از پيچهايش‌ خوب‌ محكم‌ نشده‌ است‌. آن‌ شرط‌ آخرين‌ كه‌ آمد و پيچ‌ محكم‌ شد، ساعت‌ به‌ كار مي‌افتد.

راديو براي‌ ما خبري‌ را نمي‌آورد، چون‌ يك‌ جاي‌ آن‌ نقص‌ فنّي‌ دارد، يك‌ سيم‌ آن‌ قطع‌ است‌؛ وقتي‌ آن‌ سيم‌ متّصل‌ شد، تمام‌ اسباب‌ و شرائط‌ مِن‌ حيث‌ المجموع‌ تأثير در آن‌ مفعول‌ مي‌كنند و آن‌ منظور و نتيجه‌ حاصل‌ مي‌شود.

اين‌ اذن‌ خداست‌، يعني‌ سنّت‌ حتميّه‌ و ناموسي‌ كه‌ در اين‌ قرار داده‌ تا به‌ دنبالش‌ اثر پديدار شود.

اين‌ حقيقت‌ تجلّي‌ خداست‌، ظهور خداست‌، اذن‌ و اجازۀ خداست‌.

در اين‌ راديو چنين‌ است‌ كه‌ بايد اسباب‌ و شرائط‌ طوري‌ تنظيم‌ گردد كه‌ موج‌ را تبديل‌ به‌ صدا كند، صوتي‌ مسموع‌ و از جنس‌ ملفوظ‌ تحويل‌ به‌ ما دهد؛ پس‌ اين‌ صوت‌، صداي‌ خداست‌.

معنايش‌ اين‌ نيست‌ كه‌ صداي‌ خدا را از جاي‌ ديگر آورده‌ و آن‌ خارج‌ را به‌ ما تحويل‌ ميدهد؛ بلكه‌ خود اين‌ صدا، صداي‌ خداست‌ و ظهور خداست‌ كه‌ بدينوسيله‌ بدين‌ قسم‌ در اين‌ آلت‌ ظاهر شده‌ است‌.

كيفيّت‌ تجلّي‌ نور خدا در درخت‌ و گفتن‌ «إِنـِّي‌ أَنَا اللَهُ»

در آن‌ شب‌ تار، در هواي‌ سرد، در ميان‌ بيابان‌ كه‌ حضرت‌ موسي‌ علي‌ نبيّنا و آله‌ و عليه‌ السّلام‌ براي‌ زنش‌ كه‌ درد مَخاض‌ و زائيدن‌ او را گرفته‌، و تك‌ و تنها مانده‌، به‌ دنبال‌ آتش‌ مي‌گشت‌، نه‌ ياري‌ و ياوري‌، و نه‌ غذائي‌ و دوائي‌، و نه‌ آبي‌ و آتشي‌، اينطرف‌ و آنطرف‌ متحيّرانه‌ ميرفت‌، آنجا كه‌ همۀ اسباب‌ منقطع‌، و حالت‌ اضطرار و التجاءِ حقيقي‌ براي‌ حضرتش‌ دست‌ داد؛ نور خدا در درخت‌ متجلّي‌ شده‌ و نداي‌ يَـٰمُوسَي‌’͠ إِنِّي‌ٓ أَنَا اللَهُ در داد. «اي‌ موسي‌ حقّاً من‌ خدا هستم‌، واقعاً و حقيقةً من‌ خدا هستم‌.»

بعضي‌ ميگويند: خداوند در آن‌ درخت‌ نوري‌ آفريد و صوتي‌ ايجاد كرد كه‌: إِنِّي‌ أَنَا اللَهُ.يعني‌ چه‌؟ اين‌ صوت‌، صوت‌ ملفوظ‌ و مسموع‌ بود؟ كجا ايجاد كرد؟ با ايجاد صوتي‌ در درخت‌ كه‌: إِنِّي‌ أَنَا اللَهُ، آن‌ درخت‌ إِنِّي‌ أَنَا اللَهُ نمي‌شود؛ ضمير «إنّي‌» به‌ كجا بر ميگردد؟چگونه‌ مي‌توان‌ اين‌ كلام‌ را پذيرفت‌؟

درخت‌ ميگويد: إِِنِّي‌ٓ أَنَا اللَهُ؛ صوت‌ خدا اينجاست‌؛ نه‌ در درختْ ديگري‌ سخن‌ ميگويد و خودش‌ در پس‌ پرده‌ قرار گرفته‌ و مجازاً ايجاد سخن‌ در درخت‌ كند.

اين‌ درخت‌ تجلّي‌ خدا بود، اين‌ درخت‌ مأمور خداست‌ يا نه‌؟ مأذون‌ از طرف‌ خداست‌ يا نه‌؟

تمام‌ وجودش‌، ظاهرش‌ و سرّش‌، ريشه‌اش‌ و برگش‌، تمام‌ ذرّات‌ وجودش‌، تمام‌ قطرات‌ آبي‌ كه‌ در داخل‌ اين‌ درخت‌ در حركتند، تمام‌ اينها در قبضۀ خدا، در قدرت‌ خدا، در علم‌ خدا، ظهور و تجلّي‌ خدايند.

خداوند حقّاً و حقيقةً از هر ذرّۀ اين‌ درخت‌ به‌ خود اين‌ درخت‌ واقعاً نزديكتر است‌، اوّل‌ خداست‌ و پس‌ از آن‌ اين‌ درخت‌، خداوند با اين‌ درخت‌ و قبل‌ از اين‌ درخت‌ و بعد از اين‌ درخت‌ است‌.

هر ذرّه‌ از ذرّات‌ اين‌ درخت‌ اوّلاً به‌ خداست‌ و سپس‌ به‌ خود است‌؛ بلكه‌ بگوئيد: اوّل‌ به‌ خداست‌ و آخر هم‌ به‌ خداست‌. پس‌ خود اين‌ درخت‌ نشان‌ دهندۀ خداست‌ و دارد نشان‌ ميدهد: إِنِّي‌ أَنَا اللَهُ.

اشعار حكيم‌ سبزواري‌ (قدّه‌) در مورد تجلّي‌ خداوند در موجودات‌

چه‌ خوب‌ حكيم‌ سبزواري‌ قدّس‌ اللهُ نفسَه‌ فرموده‌ است‌:

شورش‌ عشق‌ تو در هيچ‌ سري‌ نيست‌ كه‌ نيست                    ‌ منظر روي‌ تو زيب‌ نظري‌ نيست‌ كه‌ نيست‌

موسئي‌ نيست‌ كه‌ دعويّ أنا الحقّ شنود                          ورنه‌ اين‌ زمزمه‌ اندر شجري‌ نيست‌ كه‌ نيست‌

چشم‌ ما ديدۀ خفّاش‌ بود ورنه‌ ترا                                 پرتو حسن‌به‌ ديوار و دري‌ نيست‌ كه‌ نيست‌

و چه‌ عالي‌ عارف‌ شبستري‌ سروده‌ است‌:

روا باشد أنا الله‌ از درختي‌                                 چرا نبود روا از نيكبختي

و نيز سبزواري‌ به‌ عنوان‌ شاهد فرموده‌ است‌:

غافل‌ از خويش‌ خدا مي‌طلبي                          ‌ اي‌ غلط‌ كرده‌ كرا مي‌طلبي‌

مخزن‌ گنج‌ معاني‌ دل‌ تست‌                مقصد هر دو جهان‌ حاصل‌ تست‌

در اين‌ مسجد هم‌ اكنون‌ هزاران‌ موج‌ صوتي‌ از اطراف‌ و اكناف‌ دنيا آمده‌ و موجود است‌، فرستنده‌ها مشغول‌ فرستادن‌ هستند، امّا ما هيچكدام‌ را نمي‌شنويم‌ و بايد دستگاهي‌ بياوريم‌ كه‌ گيرنده‌ باشد و بوبين‌ آن‌ را ميزان‌ كنيم‌ با آن‌ طول‌ موج‌ خاصّ تا قابل‌ شنيدن‌ باشد.

اگر اين‌ كار را كرديم‌ مي‌شنويم‌؛ و گرنه‌ نمي‌شنويم‌.

پس‌ الآن‌ نمي‌توانيم‌ بگوئيم‌ كه‌ در اين‌ مسجد صدا نيست‌؛ بلكه‌ هست‌، ما نمي‌شنويم‌.

ميگويد: موسائي‌ نيست‌ كه‌ دعواي‌ أنا الحقّ را بشنود و گرنه‌ اين‌ سخن‌ در هر درختي‌ هست‌، بلكه‌ در هر موجودي‌ هست‌. آن‌ درخت‌ خصوصيّتي‌ ندارد، مثل‌ سائر اشجار است‌، و تمام‌ درختهاي‌ جهان‌ مركز تجلّي‌ خدا هستند، مركز نور و ظهور حقّ هستند، نمايشگر اسماء و صفات‌ خدا هستند، منتهي‌ آن‌ كسي‌ كه‌ بايد بشنود بايد موسي‌ باشد و وقتي‌ انسان‌ موسي‌ شد آن‌ صدا را مي‌شنود، چه‌ از اين‌ درخت‌ باشد چه‌ از درخت‌ ديگر.

حضرت‌ موسي‌ علي‌ نبيّنا و آلهِ و عليه‌ الصّلوةُ و السَّلام‌ چون‌ در وجود خود به‌ علّت‌ صفا و طهارت‌ و تزكيه‌، شرائط‌ تحقّق‌ تجلّيات‌ نور توحيد را تحقّق‌ بخشيده‌ بود، مشاهدۀ توحيد حضرت‌ حقّ كرد.

همه‌ چيز لا إله‌ إلاّالله‌ است‌

ببينيد قرآن‌ چه‌ ميفرمايد و رسول‌ ما از ديدگاه‌ وحي‌ چه‌ بيان‌ ميكند:

هُوَ الاوَّلُ وَ الاخِرُ وَ الظَّـٰهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ 

«اوست‌ اوّل‌ و آخر و ظاهر و باطن‌ هر موجود، و او به‌ هر چيز داناست‌.»

تنها آن‌ درخت‌ نيست‌، تمام‌ درخت‌ها، تمام‌ سنگ‌ها، تمام‌ زمين‌ها همه‌ و همه‌ لا إلهَ إلاّ اللَه‌ هستند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *