آموزش وردپرس

داستان های کوتاه و دلنوشته

داستان کلم و زندگی

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به برگ دیگری رسید و زیر آن برگ یه برگ دیگر و…. با خودش گفت : حتما یک چیز مهمیه که اینجوری کادو پیچش کردن…! اما هرچه برگها را کند و دور انداخت، به آنچه گمان میکرد هست …

ادامه نوشته »

خانه تکانی

وقتی خانه تکانی می کنی چیزهایی پیدا می شوند که مدتی برای پیدا کردنشان زمین و زمان را بهم ریخته ای و از نبودنشان اعصابت خط خطی بود… امروز که آن گمشده ها را میبینی، میبینی که زندگی بدون آنها هم جریان خود را داشته دنیا هم همینطور است… امروز …

ادامه نوشته »