آموزش وردپرس

حکایات و کرامات علما و عرفا

وقتی حضرت آیت الله بیدآبادی (ره) قلب زن رقاص و اشرار را از شیطان تخلیه کرد!

کرامتی از عارف و عالم جلیل القدر وقتی حضرت آیت الله بیدآبادی (ره) قلب زن رقاص و اشرار را از شیطان تخلیه کرد: روزی جمعی از اشرار اصفهان که مرتکب هرگونه خلافی شده بودند، تصمیم می گیرند کار جدیدی و سرگرمی تازه ای برای آن روز خود بسازند. پس از …

ادامه نوشته »

داستان زیبایی از آخوند خراسانی

یکی از خطبا و وعّاظ معروف کربلا می‏ خواست خانه خود را بفروشد و بدهی های خود را بپردازد. خریدار به وی گفت؛ اگر آقای آخوند سند فروش را امضاء کند؛ حاضرم خانه را بخرم والا نخواهم خرید. در وقایع مشروطه بین علماء و طلاب دو دستگی ایجاد شده بود …

ادامه نوشته »

خانه جدید ،آیت الله کشمیری

آیت الله کشمیری قدس‌سره تا هنگامی که در قم در کوچه « آبشار» سکونت داشتند، در نهایت طراوت روحی به سر می‌بردند و به هیچ عارضه جسمی مبتلا نبودند و از وقتی که به خانه جدید منتقل شدند، غالباً با ناملایمات روحی و جسمی مواجه بودند. روزی که در همین …

ادامه نوشته »

مکاشفه در حرم امام رضا (ع) آیت الله بهاء الدینی

مکاشفه حضرت آیت الله بهاء الدینی (ره) که از علمای ربانی بودند و از ضریح مطهر امام هشتم (ع) جواب سلام می شنید، روزی فرمود: من با حضرت مزاحی کردم؛ دیدم مشهد خیلی شلوغ و پر ازدحام است، عرض کردم: آقا اینقدر در اطراف خودتان برای چه جمع کرده اید؟! …

ادامه نوشته »

سفر کربلایت بی فایده بود! اهمیت زبان و احترام به همسر

مرحوم حاج شیخ رجبعلی خیاط با عده ای به کربلا مشرف شده بودند. در میان آنها یک زن و شوهری بودند. یک روز که پس از زیارت از حرم بیرون آمده و برمی گشتند، این زن و شوهر با فاصله زیادی از شیخ و در پشت سر ایشان راه می …

ادامه نوشته »

توصیه ی مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی به نماز اول وقت

توصیه ی مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی به نماز اول وقت : پیر مردی تهرانی نقل می کرد ، در ایّام نوجوانی برای زیارت حضرت رضا (ع) به مشهد رفته بودم ، در ضمن خیلی مشتاق بودم ، مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی (ره) را از نزدیک ببینم و از او …

ادامه نوشته »

حکایت از آیت الله بهجت

حضرت آیت الله بهجت(رحمه الله علیه) فرموده بودند: در زمان جوانی ما مرد نابینایی بود که قرآن باز می کرد و هر آیه را که می خواستند نشان می داد و انگشت خود را کنار آیه مورد نظر می گذاشت، من در زمان جوانی روزی خواستم با او شوخی کرده …

ادامه نوشته »

دستور العملی از سیّد عبدالکریم کفاش برای دیدار امام زمان(عج)

  حضرت آیت‌الله حاج شیخ حسین گنجی می‌فرمودند: مرحوم سیّد عبدالکریم کفاش هفته‌ای یک مرتبه محضر حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرّف می‌شد. حضرت از او می‌پرسد: اگر ما را نبینی چه خواهی کرد؟ میگوید: می‌میرم. حضرت می‌فرماید: «اگر چنین نبودی، ما را نمی‌دیدی» وقتی از او …

ادامه نوشته »

تاثیر غذا و تاثیر صحبت

آیت الله کوهستانی هم زمان با کنترل نفس در گفتار خود نیز مواظبت کامل داشت و از حرف های بیهوده پرهیز می کرد، نه تنها غیبت نمی کرد اجازه غیبت کردن نیز به کسی نمی داد، حتی در ادا کردن کلمات دقت زیادی به خرج می داد؛ مثلاً کلمه « …

ادامه نوشته »

به خاطر حضرت زهرا ….

بخاطر جدش فاطمه زهرا ببخش… ( خاطره ای خواندنی از محافظ آقا ) در یکی از ملاقات های عمومی آقا، جمعیت فشرده‌ای توی حسینیه نِشسته بودن و به صحبتای ایشون گوش می‌دادن. من جلوی جمعیت، بین آقا و صف اوّل وایساده بودم. اون روز، بین سخن‌رانی حضرت آقا، بارها نگاهم …

ادامه نوشته »

مرجعي كه بدون بيهوشي جراحي شد

مرحوم آيت ا… العظمي سيد احمد خوانساري بيماري زخم معده داشتند كه احتياج به عمل جراحي داشت، از طرفي ايشان سالخورده و از لحاظ جسمي ناتوان بودند و تحمل جراحي بدون بيهوشي نيز ممكن نبود. پيش از آن‌كه عمل جراحي آغاز شود، ايشان اجازه بيهوش كردن را به پزشك ندادند …

ادامه نوشته »

همسر فرماندار بلخ ؛ یک داستان بسیار آموزنده درباره حجاب

ابن بطوطه در (رحله) خود قضیه ای نقل میکند که واقعا جالب و آموزنده است به ویژه برای خانم های امروزی و کم رنگ شدن حجاب در جامعه ! این داستان نمونه یک زن با حجاب در دوران بنی عباس است . یکی از خلفای بنی عباس بر اهل بلخ …

ادامه نوشته »

داستان های بانو گوهر شاد واقف مسجد گوهرشاد مشهدالرضا

داستان گوهر شاد خانوم؛ منبع : مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما  كنار مرقد مطهر حضرت ثامن الائمه، به منظور عبادت زائران و طاعت مطيعان و تدريس مدرسان به مسجدي نياز بود تا اينكه خانمي دين دار، موسوم به گوهرشاد، همسر شاهرخ ميرزا به اين فكر افتاد. او …

ادامه نوشته »

ناصرالدین شاه و وصال شیرازی

روزی ناصرالدین شاه تفألی به دیوان حافظ زد که این غزل آمد:بلـبلی برگ گـلـی خـوشرنگ در مـنقـار داشت وانـدر آن بـرگ و نوا خوش ناله های زار داشت … او شعرای دربار را جمع کرده واز آنها پرسید: “چرا خواجه تناقض گویی کرده؟ اگر بلبل خوش است چرا ناله های …

ادامه نوشته »